آموزش کامل صفات و قیدها در انگلیسی | گروه آموزشی دکتر مجوزی
گروه آموزشی دکتر مجوزی
09057108093
09150122047

صفات (Adjectives)

توصیف کننده اسم

کلماتی که اسم‌ها را توصیف می‌کنند و اطلاعات بیشتری درباره آنها می‌دهند

صفات چه کاری انجام می‌دهند؟

  • ویژگی‌های فیزیکی اسم را توصیف می‌کنند (big, small, red)
  • ویژگی‌های روانی و احساسی را بیان می‌کنند (happy, sad, angry)
  • کمیّت را مشخص می‌کنند (many, few, some)
  • ملیت، مذهب و طبقه را نشان می‌دهند (Iranian, Muslim, upper-class)
  • نظر شخصی را بیان می‌کنند (beautiful, ugly, interesting)
big small happy sad red blue beautiful ugly intelligent stupid old new hot cold rich poor
انواع صفات

صفات توصیفی

صفاتی که کیفیت اسم را توصیف می‌کنند

مثال: beautiful girl, tall building

کاربرد: قبل از اسم یا بعد از فعل to be

صفات کمی

صفاتی که مقدار و تعداد را نشان می‌دهند

مثال: many books, some water

کاربرد: قبل از اسم قابل شمارش/ناشمارش

صفات ملیتی

صفاتی که منشأ و ملیت را نشان می‌دهند

مثال: Iranian food, American culture

کاربرد: همیشه با حرف بزرگ

صفات عالی

صفاتی که درجه نهایی را نشان می‌دهند

مثال: the best student, the worst day

کاربرد: با the و برای مقایسه بین سه یا بیشتر

مثال‌های کاربردی
قبل از اسم
She has a beautiful voice.
او صدای زیبایی دارد.
It was a cold, rainy day.
روز سرد و بارانی بود.
He bought an expensive car.
او یک ماشین گران قیمت خرید.
بعد از فعل to be
The weather is nice today.
هوا امروز خوب است.
She seems tired.
او به نظر خسته می‌رسد.
The food smells delicious.
غذا بوی خوشمزه‌ای می‌دهد.
ترتیب صفات
She bought a beautiful small red Italian sports car.
او یک ماشین اسپرت ایتالیایی قرمز کوچک زیبا خرید.
It's an old wooden rectangular table.
این یک میز مستطیلی چوبی قدیمی است.
ترتیب استاندارد: نظر → اندازه → سن → شکل → رنگ → ملیت → جنس
صفات بعد از افعال خاص
I find this book interesting.
من این کتاب را جالب می‌یابم.
He made me angry.
او مرا عصبانی کرد.
They consider him intelligent.
آنها او را باهوش می‌دانند.
افعال: make, find, consider, keep, think, believe
نکات مهم صفات:
• صفات تغییر نمی‌کنند (بدون s برای جمع، بدون ed/ing)
• می‌توانند قبل از اسم یا بعد از فعل to be بیایند
• برای اسم‌های جمع نیز شکل یکسان دارند (beautiful flowers)
صفات ملیتی همیشه با حرف بزرگ نوشته می‌شوند
• وقتی چند صفت پشت سر هم می‌آیند، ترتیب خاصی دارند
• برخی افعال صفت می‌گیرند نه قید (look good, feel bad)

قیدها (Adverbs)

توصیف کننده فعل، صفت یا قید دیگر

کلماتی که فعل، صفت یا قید دیگر را توصیف می‌کنند و اطلاعات بیشتری درباره چگونگی، زمان، مکان و میزان عمل می‌دهند

قیدها چه کاری انجام می‌دهند؟

  • چگونگی انجام عمل را توصیف می‌کنند (quickly, carefully)
  • زمان عمل را مشخص می‌کنند (now, yesterday, soon)
  • مکان عمل را نشان می‌دهند (here, there, everywhere)
  • میزان و درجه را بیان می‌کنند (very, quite, extremely)
  • تکرار عمل را نشان می‌دهند (always, sometimes, never)
  • نظر شخصی درباره عمل را بیان می‌کنند (fortunately, unfortunately)

ساخت قید از صفت

۱
اکثر صفات با اضافه کردن -ly به قید تبدیل می‌شوند
quick → quickly
careful → carefully
beautiful → beautifully
۲
اگر صفت به -y ختم شود، y به i تبدیل شده و -ly اضافه می‌شود
happy → happily
easy → easily
angry → angrily
۳
اگر صفت به -le ختم شود، e حذف شده و -y اضافه می‌شود
simple → simply
gentle → gently
terrible → terribly
۴
اگر صفت به -ic ختم شود، -ally اضافه می‌شود
basic → basically
economic → economically
tragic → tragically
انواع قیدها

قیدهای حالت

چگونگی انجام عمل را توصیف می‌کنند

مثال: quickly, slowly, carefully

پرسش: How? (چگونه؟)

قیدهای زمان

زمان انجام عمل را مشخص می‌کنند

مثال: now, yesterday, soon

پرسش: When? (کی؟)

قیدهای مکان

مکان انجام عمل را نشان می‌دهند

مثال: here, there, everywhere

پرسش: Where? (کجا؟)

قیدهای درجه

میزان و شدت را بیان می‌کنند

مثال: very, quite, extremely

کاربرد: قبل از صفت یا قید دیگر

مثال‌های کاربردی
قیدهای حالت
She speaks English fluently.
او انگلیسی را روان صحبت می‌کند.
He drives carefully.
او با دقت رانندگی می‌کند.
They solved the problem easily.
آنها مسئله را به آسانی حل کردند.
قیدهای زمان و مکان
I will call you later.
من بعداً به تو زنگ می‌زنم.
She looked everywhere for her keys.
او همه جا را برای کلیدهایش گشت.
Come here now!
الان اینجا بیا!
قیدهای درجه
It's very hot today.
امروز خیلی گرم است.
She is extremely intelligent.
او بسیار باهوش است.
I'm quite tired.
من کاملاً خسته‌ام.
He speaks too fast.
او خیلی سریع صحبت می‌کند.
قیدهای تکرار
I always drink coffee in the morning.
من همیشه صبح‌ها قهوه می‌نوشم.
She usually goes to bed at 11 PM.
او معمولاً ساعت ۱۱ شب به رختخواب می‌رود.
I never eat meat.
من هرگز گوشت نمی‌خورم.
We sometimes go to the cinema.
ما گاهی به سینما می‌رویم.
نکات مهم قیدها:
• اکثر قیدها با اضافه کردن -ly به صفت ساخته می‌شوند
• برخی قیدها شکل یکسان با صفت دارند (fast, hard, late)
• قیدهای درجه معمولاً قبل از صفت یا قید دیگر می‌آیند
• قیدهای تکرار معمولاً قبل از فعل اصلی می‌آیند
• قیدهای حالت معمولاً در انتهای جمله یا بعد از فعل می‌آیند
Good صفت است، Well قید است (He speaks English well)

درجات مقایسه صفات و قیدها

مقایسه برتری و عالی

برای مقایسه دو یا چند چیز از نظر صفات (برتر، برترین) و قیدها

جدول درجات مقایسه

درجه کاربرد ساختار صفات ساختار قیدها مثال
مثبت توصیف ساده adjective adverb big, quickly
برتر مقایسه دو چیز adjective + er / more + adjective adverb + er / more + adverb bigger, more quickly
عالي مقایسه سه یا بیشتر the + adjective + est / the most + adjective the + adverb + est / the most + adverb the biggest, the most quickly

قواعد ساخت برتر و عالی

نوع صفت/قید قاعده برتر قاعده عالی مثال
یک هجایی + er + est tall → taller → tallest
دو هجایی با -y -y → ier -y → iest happy → happier → happiest
دو هجایی دیگر more + adjective the most + adjective famous → more famous → the most famous
سه هجایی یا بیشتر more + adjective the most + adjective beautiful → more beautiful → the most beautiful
قیدهای -ly more + adverb the most + adverb quickly → more quickly → the most quickly
مثال‌های کاربردی
مقایسه دو چیز (برتر)
Ali is taller than Reza.
علی از رضا بلندقدتر است.
This book is more interesting than that one.
این کتاب از آن کتاب جالب‌تر است.
She speaks English more fluently than her sister.
او انگلیسی را از خواهرش روان‌تر صحبت می‌کند.
مقایسه سه یا بیشتر (عالي)
Mohammad is the tallest student in the class.
محمد بلندقدترین دانش‌آموز کلاس است.
This is the most beautiful place I have ever seen.
این زیباترین جایی است که تا به حال دیده‌ام.
He works the hardest of all employees.
او از همه کارمندان سخت‌تر کار می‌کند.
صفات و قیدهای بی‌قاعده
good → better → the best
well → better → the best
bad → worse → the worst
badly → worse → the worst
far → farther/further → the farthest/furthest
little → less → the least
many/much → more → the most
توجه: این کلمات قاعده خاص خود را دارند و باید حفظ شوند.
مقایسه مساوی (as...as)
She is as tall as her brother.
او به اندازه برادرش قدبلند است.
This car is not as expensive as that one.
این ماشین به اندازه آن ماشین گران نیست.
He runs as fast as a professional athlete.
او به اندازه یک ورزشکار حرفه‌ای سریع می‌دود.
نکات مهم درجات مقایسه:
• برای دو چیز: از درجه برتر + than استفاده کنید
• برای سه یا بیشتر: از درجه عالی + the استفاده کنید
• صفات یک هجایی: +er / +est
• صفات دو هجایی یا بیشتر: more/most + adjective
قیدهای -ly: همیشه more/most + adverb
صفات بی‌قاعده: باید حفظ شوند (good → better → best)
• برای مقایسه مساوی: as + adjective/adverb + as

جایگاه صفات و قیدها در جمله

موقعیت صحیح در جمله

قواعد مربوط به جایگاه صحیح صفات و قیدها در جمله انگلیسی

ترتیب صفات قبل از اسم

ترتیب نوع صفت مثال قاعده
۱ نظر و ارزیابی beautiful, ugly, nice چه حسی درباره آن دارید؟
۲ اندازه big, small, tall چه اندازه‌ای است؟
۳ سن old, new, young چه سنی دارد؟
۴ شکل round, square, rectangular چه شکلی است؟
۵ رنگ red, blue, green چه رنگی است؟
۶ ملیت/منشأ Iranian, Chinese, Italian از کجا آمده است؟
۷ جنس و ماده wooden, metal, cotton از چه ساخته شده است؟
۸ هدف و کاربرد sleeping (bag), racing (car) برای چه کاری است؟
مثال‌های جایگاه
ترتیب چند صفت
a beautiful small old rectangular brown Italian wooden coffee table
یک میز قهوه‌خوری چوبی ایتالیایی قهوه‌ای مستطیلی قدیمی کوچک زیبا
a nice big new round red Chinese silk carpet
یک فرش ابریشمی چینی قرمز گرد جدید بزرگ زیبا
یادآوری: به ندرت از ۳ صفت بیشتر استفاده می‌شود.
جایگاه قیدهای حالت
She speaks English fluently. (بعد از فعل یا مفعول)
Carefully, she opened the letter. (ابتدای جمله برای تأکید)
He slowly walked towards the door. (قبل از فعل اصلی)
قاعده کلی: بعد از فعل یا مفعول. برای تأکید می‌توان در ابتدا آورد.
جایگاه قیدهای زمان و مکان
I will see you tomorrow. (انتهای جمله)
Yesterday, we went to the park. (ابتدای جمله)
She looked for her keys everywhere. (انتهای جمله)
Here comes the bus! (ابتدای جمله در برخی ساختارها)
ترتیب: حالت → مکان → زمان (He worked hard here yesterday.)
جایگاه قیدهای درجه
She is very intelligent. (قبل از صفت)
He drives too fast. (قبل از قید)
I almost finished the project. (قبل از فعل اصلی)
The movie was quite interesting. (قبل از صفت)
قاعده: قیدهای درجه قبل از کلمه‌ای که توصیف می‌کنند می‌آیند.
جایگاه قیدهای تکرار
I always drink coffee in the morning. (قبل از فعل اصلی)
She is usually on time. (بعد از فعل to be)
They often go to the cinema. (قبل از فعل اصلی)
He never eats meat. (قبل از فعل اصلی)
قاعده: قبل از فعل اصلی، اما بعد از فعل to be
نکات مهم جایگاه:
• ترتیب صفات: نظر → اندازه → سن → شکل → رنگ → ملیت → جنس → هدف
• قیدهای حالت: معمولاً در انتهای جمله یا بعد از فعل
• قیدهای زمان/مکان: معمولاً در انتهای جمله
• قیدهای درجه: قبل از صفت یا قیدی که توصیف می‌کنند
• قیدهای تکرار: قبل از فعل اصلی، بعد از فعل to be
• ترتیب چند قید: حالت → مکان → زمان
• صفات بعد از: افعال حسی (look, seem, feel, smell, taste, sound)

موارد خاص و نکات مهم

استثناها و قواعد ویژه

استثناهای مهم، تفاوت‌های ظریف و نکات کاربردی درباره صفات و قیدها

صفات و قیدهای یک شکل

کلماتی که هم صفت هستند هم قید

کلمه معنی به عنوان صفت معنی به عنوان قید مثال صفت مثال قید
fast سریع به سرعت a fast car He runs fast.
hard سخت سخت، با پشتکار a hard test He works hard.
late دیروقت، متأخر دیر a late meeting He arrived late.
early زود، ابتدایی زود an early bird She wakes up early.
daily روزانه هر روز daily routine Take medicine daily.
تفاوت Good/Well و Bad/Badly
Good vs Well
✓ She is a good singer. (صفاتف توصیف اسم)
✓ She sings well. (قید، توصیف فعل)
✓ I feel good. (صفاتف بعد از فعل حسی)
✓ I don't feel well. (well = حالت جسمی خوب)
Good = صفت / Well = قید (اما بعد از فعل حسی good صحیح است)
Bad vs Badly
✓ It was a bad decision. (صفاتف)
✓ He played badly. (قید)
✓ I feel bad about it. (بعد از فعل حسی)
✗ I feel badly about it. (نادرست)
Bad = صفت / Badly = قید (اما بعد از فعل حسی bad صحیح است)
صفات با -ed و -ing
صفات با -ed (احساس شخص)
I am interested in history.
من به تاریخ علاقه‌مند هستم.
She was bored during the lecture.
او در طول سخنرانی حوصله‌اش سر رفته بود.
They are excited about the trip.
آنها درباره سفر هیجان‌زده هستند.
صفات با -ing (ویژگی چیز/شخص)
History is interesting.
تاریخ جالب است.
The lecture was boring.
سخنرانی خسته‌کننده بود.
The trip sounds exciting.
سفر به نظر هیجان‌انگیز می‌رسد.
قیدهای تأکیدی
قیدهای تأکید بر صفت/قید
The test was extremely difficult.
امتحان فوق‌العاده سخت بود.
She speaks incredibly fast.
او باورنکردنی سریع صحبت می‌کند.
It's absolutely necessary.
این کاملاً ضروری است.
He is totally wrong.
او کاملاً در اشتباه است.
سوالات رایج
پرسش با صفات و قیدها
How + adjective: How tall are you? (قد شما چقدر است؟)
How + adverb: How fast can you run? (چقدر سریع می‌توانی بدوی؟)
What + adjective + noun: What a beautiful day! (چه روز زیبایی!)
How + adjective + subject + verb: How beautiful she is! (چه زیباست!)
نکات نهایی و مهم:
Good/Well: Good صفت، Well قید (اما بعد از feel می‌تواند صفت باشد)
-ed/-ing: -ed احساس شخص، -ing ویژگی چیز
قیدهای یک شکل: fast, hard, late, early, daily
قیدهای تأکیدی: extremely, absolutely, totally, completely
پرسش: How + adjective/adverb
تأکید: What + adjective + noun / How + adjective + subject + verb
یادآوری: بعد از فعل‌های حسی (look, feel, smell, taste, sound) از صفت استفاده می‌کنیم

جدول خلاصه کامل صفات و قیدها

مقایسه صفات (Adjectives) قیدها (Adverbs) تفاوت کلیدی
کاربرد توصیف اسم‌ها توصیف فعل‌ها، صفت‌ها، قیدهای دیگر صفات: چه چیزی؟ / قیدها: چگونه؟
ساختار بدون تغییر (بدون ly) صفت + ly (در اکثر موارد) quick → quickly
جایگاه قبل از اسم یا بعد از to be بعد از فعل، قبل از صفت/قید He is slow. / He walks slowly.
مقایسه big → bigger → biggest quickly → more quickly → most quickly قیدهای -ly با more/most
پرسش What kind? Which one? How? When? Where? How often? صفات: چه نوعی؟ / قیدها: چگونه؟
استثناها good, bad, little, many well, badly, fast, hard Good صفت / Well قید

راهنمای تشخیص سریع:

اگر کلمه اسم را توصیف می‌کند: صفت (a beautiful flower)

اگر کلمه فعل را توصیف می‌کند: قید (She sings beautifully)

اگر به ly ختم می‌شود: احتمالاً قید است (quickly, slowly)

اگر بعد از look/feel/smell/taste/sound آمده: احتمالاً صفت است

اگر قبل از اسم آمده: قطعاً صفت است (red car, happy child)

اگر به سوال How? پاسخ می‌دهد: قید است (How does she speak? → fluently)

تمرین تشخیص:

کلمات پررنگ را به عنوان صفت یا قید تشخیص دهید:

1. She is a beautiful singer. → صفت (توصیف singer)

2. She sings beautifully. → قید (توصیف sings)

3. He is a fast runner. → صفت (توصیف runner)

4. He runs fast. → قید (توصیف runs)

5. This food tastes good. → صفت (بعد از فعل حسی taste)

6. She speaks English well. → قید (توصیف speaks)