آموزش کامل ساختارهای معکوس انگلیسی
راهنمای جامع جابجایی فاعل و فعل در شرایط خاص - Inversion در گرامر انگلیسی
معکوس با مکان
Here is...
In the room were...
معکوس با منفی
Never have I...
Seldom do we...
معکوس در شرطی
Had I known...
Were you here...
معکوس با so/neither
So do I
Neither can he
وقتی جمله با قید مکان (here, there, nowhere) یا حرف اضافه مکانی شروع میشود، فاعل و فعل جابجا میشوند
چه زمانی از این ساختار استفاده کنیم؟
- وقتی جمله با قیدهای مکانی شروع میشود (here, there, nowhere)
- وقتی جمله با حروف اضافه مکانی شروع میشود (in, out, up, down, away, etc.)
- وقتی عبارت مکانی در ابتدای جمله آورده میشود
- برای تأکید بر مکان در جمله
- در نثر ادبی و رسمی
ساختار کلی
قید/حرف اضافه مکانی + فعل + فاعل
ساختار معکوس با عبارات مکانی
مثالهای کاربردی
با قیدهای مکانی ساده
Here is the book that you lent me.
این است کتابی که به من قرض دادی.
There are the keys that I thought I lost.
آنها هستند کلیدهایی که فکر میکردم گم کردهام.
Nowhere have I seen such beautiful weather.
هیچجا چنین هوای زیبایی ندیدهام.
There goes my bus! I'll have to wait for the next one.
این هم اتوبوس من که رفت! باید منتظر بعدی بمانم.
با حروف اضافه مکانی
In the closet are the clothes that you want.
در کمد لباسهایی هستند که میخواهی.
Around the corner is Sam's house.
سر پیچ خانه سام است.
Beyond the mountains lies the town where you will live.
آن سوی کوهها شهری است که در آن زندگی خواهی کرد.
In the classroom were some old desks.
در کلاس چند میز قدیمی بود.
با افعال حرکت
In walked my son with his muddy shoes.
پسرم با کفشهای گلیاش داخل آمد.
Out ran the children when the bell rang.
بچهها وقتی زنگ خورد بیرون دویدند.
Down fell the old tree during the storm.
درخت قدیمی طی طوفان افتاد.
Away flew the bird when we approached.
پرنده وقتی نزدیک شدیم پرواز کرد و رفت.
نکته مهم: ضروری بودن عبارت مکانی
✓ In the forest are many exotic birds.
در جنگل پرندگان عجیب زیادی هستند.
عبارت مکانی ضروری است - معکوس صحیح
✗ In the forest I walked for many hours.
در جنگل ساعتها راه رفتم.
عبارت مکانی ضروری نیست - معکوس نادرست
✓ I walked in the forest for many hours.
ساعتها در جنگل راه رفتم.
نکات مهم معکوس مکانی:
• معکوس فقط زمانی اتفاق میافتد که عبارت مکانی برای کامل بودن جمله ضروری باشد
• با افعال حالتی (be, lie, stand, sit, remain) بسیار رایج است
• با افعال حرکتی (come, go, run, walk, fly) نیز استفاده میشود
• در زبان محاوره کمتر رایج است و بیشتر در نوشتار رسمی دیده میشود
• Here comes... / There goes... در محاوره نیز کاربرد دارد
• اگر فاعل ضمیر باشد، معکوس اتفاق نمیافتد: Here it is (نه Here is it)
وقتی جمله با کلمه منفی یا کلمهای با بار معنایی منفی شروع میشود، فاعل و فعل کمکی جابجا میشوند
چه زمانی از این ساختار استفاده کنیم؟
- وقتی جمله با کلمات منفی کامل شروع میشود (never, no, not)
- وقتی جمله با کلمات نیمه منفی شروع میشود (seldom, rarely, hardly)
- وقتی جمله با عبارات منفی شروع میشود (at no time, under no circumstances)
- برای تأکید بر منفی بودن جمله
- در نثر رسمی و ادبی
Never
No
Not
Neither
Nor
Hardly
Scarcely
Rarely
Seldom
Little
Only
Barely
At no time
Not once
No longer
By no means
In no way
On no account
ساختار کلی
کلمه منفی + فعل کمکی + فاعل + فعل اصلی
برای زمان حال ساده و گذشته ساده از do/does/did استفاده میشود
مثالهای کاربردی
با کلمات منفی کامل
Never had she seen such a beautiful sight before.
هرگز قبلاً چنین منظره زیبایی ندیده بود.
Not for a moment did I think I would be offered the job.
برای یک لحظه هم فکر نمیکردم که به من شغل پیشنهاد شود.
No sooner had we arrived home than the police rang the doorbell.
به محض اینکه به خانه رسیدیم، پلیس زنگ در را زد.
Not only does he love chocolate and sweets but he also smokes.
نه تنها شکلات و شیرینی دوست دارد بلکه سیگار هم میکشد.
با کلمات نیمه منفی
Seldom do we see such an amazing display of dance.
به ندرت چنین نمایش شگفتانگیزی از رقص میبینیم.
Rarely will you hear such beautiful music.
به ندرت چنین موسیقی زیبایی خواهید شنید.
Hardly had I got into bed when the telephone rang.
به زحمت به رختخواب رفته بودم که تلفن زنگ زد.
Scarcely had I got off the bus when it crashed into the back of a car.
به زحمت از اتوبوس پیاده شده بودم که به عقب یک ماشین برخورد کرد.
با عبارات منفی
Under no circumstances should you open the letter.
در هیچ شرایطی نباید نامه را باز کنی.
At no time was the patient left alone.
در هیچ زمانی بیمار تنها گذاشته نشد.
On no account should you do anything without asking me first.
به هیچ وجه نباید بدون پرسیدن از من کاری انجام دهی.
In no way do I agree with what you're saying.
به هیچ وجه با چیزی که میگویی موافق نیستم.
با only و عبارات زمانی
Only then did I understand why the tragedy had happened.
فقط آن موقع فهمیدم چرا تراژدی اتفاق افتاده بود.
Only later did she really think about the situation.
فقط بعداً بود که واقعاً درباره موقعیت فکر کرد.
Only in this way could John earn enough money to survive.
فقط به این طریق میتوانست جان پول کافی برای زنده ماندن کسب کند.
Only after the accident did they install traffic lights.
فقط بعد از حادثه بود که چراغ راهنمایی نصب کردند.
نکات مهم معکوس با کلمات منفی:
• فقط وقتی کلمه منفی در ابتدای جمله است معکوس اتفاق میافتد
• برای زمان حال ساده و گذشته ساده حتماً از do/does/did استفاده میشود
• Little به معنی "کم" نیز معکوس ایجاد میکند: Little did he know!
• Only when/if/after/before نیز معکوس ایجاد میکنند
• در جملههای مجهول نیز همین قاعده صادق است
• این ساختار تأکیدی و رسمی است و در محاوره کمتر استفاده میشود
در جملات شرطی نوع دوم و سوم میتوان if را حذف کرد و با معکوس کردن فاعل و فعل، جمله را رسمیتر کرد
چه زمانی از این ساختار استفاده کنیم؟
- در جملات شرطی نوع سوم برای حذف if
- در جملات شرطی نوع دوم با فعل were
- در جملات شرطی نوع اول با should (کمتر رایج)
- برای رسمیتر کردن جمله
- در نثر ادبی و رسمی
ساختارهای اصلی
If + فاعل + had → Had + فاعل
برای شرطی نوع سوم
If + فاعل + were → Were + فاعل
برای شرطی نوع دوم با were
If + فاعل + should → Should + فاعل
برای شرطی نوع اول (رسمی)
مثالهای کاربردی
شرطی نوع سوم (گذشته غیرواقعی)
If he had taken more time, the results would have been better.
اگر وقت بیشتری گرفته بود، نتایج بهتر میشد.
Had he taken more time, the results would have been better.
اگر وقت بیشتری گرفته بود، نتایج بهتر میشد.
If I had known about the party, I would have come.
اگر از مهمانی خبر داشتم، میآمدم.
Had I known about the party, I would have come.
اگر از مهمانی خبر داشتم، میآمدم.
شرطی نوع دوم با were
If I were in a position to help, I would help you.
اگر در موقعیتی بودم که بتوانم کمک کنم، به تو کمک میکردم.
I would help you were I in a position to help.
اگر در موقعیتی بودم که بتوانم کمک کنم، به تو کمک میکردم.
If our neighbors were more friendly, it would be easier to know them.
اگر همسایههایمان کمی بیشتر友好 بودند، شناختن آنها آسانتر میبود.
Were our neighbors more friendly, it would be easier to know them.
اگر همسایههایمان کمی بیشتر友好 بودند، شناختن آنها آسانتر میبود.
شرطی نوع اول با should (رسمی)
If you should arrive before 6:00, just give me a call.
اگر قبل از ۶ رسیدی، فقط به من زنگ بزن.
Should you arrive before 6:00, just give me a call.
اگر قبل از ۶ رسیدی، فقط به من زنگ بزن.
If there should be any problems, don't hesitate to contact me.
اگر مشکلی پیش آمد، در تماس گرفتن با من تردید نکن.
Should there be any problems, don't hesitate to contact me.
اگر مشکلی پیش آمد، در تماس گرفتن با من تردید نکن.
جملات شرطی منفی
If he hadn't been so tired, he would have gone to the party.
اگر اینقدر خسته نبود، به مهمانی میرفت.
Had he not been so tired, he would have gone to the party.
اگر اینقدر خسته نبود، به مهمانی میرفت.
If I weren't so busy, I would join you for dinner.
اگر اینقدر مشغول نبودم، برای شام به تو میپیوستم.
Were I not so busy, I would join you for dinner.
اگر اینقدر مشغول نبودم، برای شام به تو میپیوستم.
نکات مهم معکوس در جملات شرطی:
• این ساختار بسیار رسمی است و در محاوره کمتر استفاده میشود
• فقط با were در شرطی نوع دوم کار میکند (نه با was)
• در شرطی نوع سوم همیشه با had کار میکند
• Should برای شرطی نوع اول اختیاری و بسیار رسمی است
• در منفی، not بعد از فاعل میآید: Had he not been...
• این ساختار در نوشتار رسمی، ادبی و حقوقی بسیار رایج است
در جملات مقایسهای با than میتوان فاعل و فعل را جابجا کرد. این جابجایی اختیاری و بیشتر در نوشتار رسمی دیده میشود
چه زمانی از این ساختار استفاده کنیم؟
- در جملات مقایسهای با than
- وقتی فاعل جمله بعد از than طولانی است
- برای رسمیتر کردن جمله
- برای جلوگیری از ابهام در فهم جمله
- در نوشتار رسمی و ادبی
ساختار کلی
...than + فاعل + فعل → ...than + فعل + فاعل
جابجایی اختیاری در جملات مقایسهای
مثالهای کاربردی
مقایسه ساده
My sister spends more hours in the office than John.
خواهرم ساعتهای بیشتری نسبت به جان در دفتر میگذراند.
My sister spends more hours in the office than John does.
خواهرم ساعتهای بیشتری نسبت به جان در دفتر میگذراند.
My sister spends more hours in the office than does John.
خواهرم ساعتهای بیشتری نسبت به جان در دفتر میگذراند.
جمله سوم رسمیتر و ادبیتر است
با فاعلهای طولانی
She speaks French more fluently than most native speakers do.
او فرانسوی را روانتر از اکثر سخنوران بومی صحبت میکند.
She speaks French more fluently than do most native speakers.
او فرانسوی را روانتر از اکثر سخنوران بومی صحبت میکند.
The new model performs better than the previous versions did.
مدل جدید بهتر از نسخههای قبلی عمل میکند.
The new model performs better than did the previous versions.
مدل جدید بهتر از نسخههای قبلی عمل میکند.
مقایسه با as...as
She is as talented as her brother is.
او به اندازه برادرش بااستعداد است.
She is as talented as is her brother.
او به اندازه برادرش بااستعداد است.
The project was completed as quickly as we had expected.
پروژه به همان سرعتی که انتظار داشتیم تکمیل شد.
The project was completed as quickly as had we expected.
پروژه به همان سرعتی که انتظار داشتیم تکمیل شد.
موارد عدم استفاده
✓ He is taller than I am. (صحیح - بدون معکوس)
✓ He is taller than am I. (صحیح - با معکوس، بسیار رسمی)
✓ He is taller than me. (صحیح - در محاوره رایج)
✗ He is taller than me am. (نادرست)
✗ He is taller than am me. (نادرست)
یادآوری: در انگلیسی رسمی بعد از than از ضمیر فاعلی استفاده میشود
نکات مهم معکوس در مقایسه:
• این جابجایی کاملاً اختیاری است و الزامی نیست
• بیشتر در نوشتار رسمی و ادبی استفاده میشود
• وقتی فاعل طولانی است، معکوس باعث خوانایی بهتر میشود
• در محاوره معمولی توصیه نمیشود
• با ضمایر معمولاً معکوس استفاده نمیشود (غیررسمی به نظر میرسد)
• به سبک نوشتاری و سطح رسمیت بستگی دارد
برای بیان موافقت (so) یا مخالفت (neither/nor) با جمله مثبت یا منفی قبلی، از ساختار معکوس استفاده میشود
چه زمانی از این ساختار استفاده کنیم؟
- برای موافقت با جمله مثبت قبلی → So + معکوس
- برای موافقت با جمله منفی قبلی → Neither/Nor + معکوس
- در مکالمات روزمره بسیار رایج است
- برای اجتناب از تکرار جمله کامل
- برای نشان دادن تشابه در وضعیت
ساختار کلی
So + فعل کمکی + فاعل
برای موافقت با جمله مثبت
Neither/Nor + فعل کمکی + فاعل
برای موافقت با جمله منفی
مثالهای کاربردی
با So (موافقت با مثبت)
I like coffee. → So do I.
من قهوه دوست دارم. → من هم همینطور.
She can speak French. → So can her brother.
او میتواند فرانسوی صحبت کند. → برادرش هم میتواند.
They will arrive tomorrow. → So will we.
آنها فردا خواهند رسید. → ما هم خواهیم رسید.
He has finished his homework. → So have I.
او تکالیفش را تمام کرده است. → من هم تمام کردهام.
با Neither/Nor (موافقت با منفی)
I don't like tea. → Neither do I.
من چای دوست ندارم. → من هم همینطور.
She can't swim. → Nor can her sister.
او نمیتواند شنا کند. → خواهرش هم نمیتواند.
They won't be late. → Neither will we.
آنها دیر نمیکنند. → ما هم دیر نمیکنیم.
He hasn't seen the movie. → Nor have I.
او فیلم را ندیده است. → من هم ندیدهام.
در جملههای مرکب
I don't want to go, and neither does Tom.
من نمیخواهم بروم، و تام هم نمیخواهد.
The secretary is not attending the meeting, nor is her boss.
منشی در جلسه حضور ندارد، و رئیسش هم حضور ندارد.
I found the exam quite reasonable, and so did John.
من امتحان را کاملاً معقول یافتم، و جان هم همینطور.
She has never been to Paris, and neither have I.
او هرگز به پاریس نرفته است، و من هم نرفتهام.
تفاوت با جملههای ساده
✓ John likes football, and so does Jim.
جان فوتبال دوست دارد، و جیم هم همینطور.
✗ John likes football, and Jim likes too.
(نادرست - باید so does Jim باشد)
✓ I can't speak German, and neither can my friend.
من نمیتوانم آلمانی صحبت کنم، و دوستم هم نمیتواند.
✗ I can't speak German, and my friend can't either.
(درست است اما ساختار متفاوت است)
نکات مهم معکوس با so/neither:
• این ساختار در محاوره بسیار رایج است
• فعل کمکی باید با فعل جمله قبلی مطابقت داشته باشد
• Neither و nor معادل هستند اما nor رسمیتر است
• برای جملههای با فعل to be نیز کاربرد دارد: I'm tired. → So am I.
• در جملههای با have به معنای داشتن: She has a car. → So do I. (نه So have I)
• توجه: So I am (به معنی "پس من هستم") با So am I (من هم) متفاوت است
جدول مقایسه کامل انواع ساختارهای معکوس
| نوع معکوس |
الزامی/اختیاری |
کلمات کلیدی |
سطح رسمیت |
مثال |
| مکانی |
الزامی |
here, there, in, out, up, down |
رسمی/ادبی |
Here comes the bus. |
| منفی/نیمهمنفی |
الزامی |
never, seldom, hardly, only |
رسمی |
Never have I seen... |
| شرطی |
اختیاری (رسمی) |
had, were, should |
بسیار رسمی |
Had I known... |
| مقایسهای |
اختیاری |
than, as...as |
رسمی/ادبی |
...than do most people |
| so/neither |
الزامی |
so, neither, nor |
همه سطوح |
So do I / Neither can he |
راهنمای تشخیص سریع:
اگر جمله با کلمه منفی شروع شد: معکوس الزامی است (Never have I...)
اگر جمله با here/there شروع شد: معکوس الزامی است (Here is...)
اگر had/were/should در ابتداست: جمله شرطی معکوس شده (Had I...)
اگر so/neither/nor در ابتداست: معکوس الزامی است (So do I)
اگر than در جمله است: معکوس اختیاری است (...than do they)
اگر فاعل ضمیر است: معمولاً معکوس نمیشود (Here it is)
در محاوره معمولی: فقط so/neither معکوس الزامی دارد
تمرین عملی:
جملههای زیر را با استفاده از ساختار معکوس بازنویسی کنید:
1. I have never seen such a beautiful sunset. → Never have I seen such a beautiful sunset.
2. The answer is not in the book. → Nowhere in the book is the answer.
3. If I had known the truth, I would have told you. → Had I known the truth, I would have told you.
4. She not only sings well but also dances beautifully. → Not only does she sing well but also dances beautifully.
5. I like classical music and my sister likes it too. → I like classical music and so does my sister.