آموزش کامل نقل قول مستقیم و غیرمستقیم انگلیسی | گروه آموزشی دکتر مجوزی
گروه آموزشی دکتر مجوزی
09057108093
09150122047

نقل قول مستقیم

John said, "I am studying English."

جان گفت: "من دارم انگلیسی می‌خوانم."

نقل قول غیرمستقیم

John said that he was studying English.

جان گفت که او داشت انگلیسی می‌خواند.

نقل قول مستقیم (Direct Speech)

گزارش کلمه به کلمه سخنان

عین کلمات گوینده را با علامت نقل قول (" ") می‌آوریم. هیچ تغییری در زمان، ضمایر یا کلمات اشاره ایجاد نمی‌شود.

ویژگی‌های نقل قول مستقیم:

  • عین کلمات گوینده نقل می‌شود
  • بین علامت نقل قول (" ") قرار می‌گیرد
  • از ویرگول (،) برای جدا کردن جمله گزارشگر استفاده می‌شود
  • حرف بزرگ ابتدای نقل قول می‌آید
  • هیچ تغییری در زمان، ضمایر یا کلمات ایجاد نمی‌شود
  • در داستان‌ها، مصاحبه‌ها و گفتگوها رایج است
ساختار کلی
فاعل + فعل گزارش + ، + "جمله نقل قول"
جمله گزارشگر + ویرگول + نقل قول در گیومه
"جمله نقل قول" + ، + فاعل + فعل گزارش
نقل قول + ویرگول + جمله گزارشگر (رایج در انگلیسی)
مثال‌های کاربردی
جملات خبری ساده
Mary said, "I like coffee."
مری گفت: "من قهوه دوست دارم."
"I'm going to the cinema," he said.
"دارم به سینما می‌روم،" او گفت.
She exclaimed, "What a beautiful day!"
او فریاد زد: "چه روز زیبایی!"
سوالات در نقل قول مستقیم
He asked, "Where do you live?"
او پرسید: "کجا زندگی می‌کنی؟"
"Are you coming with us?" she inquired.
"با ما می‌آیی؟" او جویا شد.
The teacher asked, "What is the capital of France?"
معلم پرسید: "پایتخت فرانسه چیست؟"
دستورات و درخواست‌ها
The mother said, "Please close the door."
مادر گفت: "لطفاً در را ببند."
He shouted, "Don't touch that!"
او فریاد زد: "دست نزن به آن!"
"Be quiet," the teacher told the students.
"ساکت باشید،" معلم به دانش‌آموزان گفت.
said told asked exclaimed shouted whispered replied explained
نکات مهم نقل قول مستقیم:
• در انگلیسی آمریکایی از دابل کوتیشن (" ") استفاده می‌شود
• در انگلیسی بریتانیایی از سینگل کوتیشن (' ') نیز استفاده می‌شود
نقطه و کاما همیشه داخل علامت نقل قول قرار می‌گیرند
علامت سؤال و تعجب بر اساس جمله داخل نقل قول تعیین می‌شود
• اگر جمله گزارشگر وسط نقل قول بیاید، نقل قول به دو قسمت تقسیم می‌شود
• مثال: "I'm tired," he said, "but I have to finish this work."

نقل قول غیرمستقیم (Indirect/Reported Speech)

بازگویی مفهوم سخنان

مفهوم سخنان گوینده را بدون استفاده از علامت نقل قول گزارش می‌کنیم. زمان، ضمایر و کلمات اشاره تغییر می‌کنند.

ویژگی‌های نقل قول غیرمستقیم:

  • مفهوم سخنان نقل می‌شود (نه عین کلمات)
  • بدون علامت نقل قول می‌آید
  • اغلب با that شروع می‌شود (که می‌تواند حذف شود)
  • زمان فعل معمولاً به گذشته تغییر می‌کند
  • ضمایر و کلمات اشاره تغییر می‌کنند
  • در گزارش‌ها، اخبار و مکالمات غیررسمی رایج است
ساختار کلی
فاعل + فعل گزارش + (that) + جمله تغییر یافته
that اختیاری است (در محاوره معمولاً حذف می‌شود)
مثال‌های کاربردی
تبدیل مستقیم به غیرمستقیم
Direct: "I am tired." → Indirect: He said (that) he was tired.
"من خسته‌ام." → او گفت (که) خسته است.
Direct: "We are studying." → Indirect: They said (that) they were studying.
"ما داریم درس می‌خوانیم." → آنها گفتند (که) دارند درس می‌خوانند.
Direct: "I have finished my work." → Indirect: She said (that) she had finished her work.
"من کارم را تمام کرده‌ام." → او گفت (که) کارش را تمام کرده است.
با فعل گزارش گذشته
John said, "I work here." → John said (that) he worked there.
جان گفت: "من اینجا کار می‌کنم." → جان گفت (که) آنجا کار می‌کند.
Mary told me, "I will call you." → Mary told me (that) she would call me.
مری به من گفت: "به تو تلفن می‌زنم." → مری به من گفت (که) به من تلفن خواهد زد.
He explained, "I have been waiting." → He explained (that) he had been waiting.
او توضیح داد: "من منتظر بوده‌ام." → او توضیح داد (که) منتظر بوده است.
با فعل گزارش حال
John says, "I am busy." → John says (that) he is busy.
جان می‌گوید: "من مشغولم." → جان می‌گوید (که) مشغول است.
She has told me, "I like it." → She has told me (that) she likes it.
او به من گفته است: "من آن را دوست دارم." → او به من گفته است (که) آن را دوست دارد.
He will say, "I can do it." → He will say (that) he can do it.
او خواهد گفت: "من می‌توانم آن را انجام دهم." → او خواهد گفت (که) می‌تواند آن را انجام دهد.
نکات مهم نقل قول غیرمستقیم:
• اگر فعل گزارش در زمان حال باشد، زمان نقل قول تغییر نمی‌کند
That در محاوره معمولاً حذف می‌شود اما در نوشتار رسمی می‌ماند
Told همیشه نیاز به مفعول دارد: He told me (that)... (نه He told that...)
Said می‌تواند با یا بدون مفعول بیاید: He said (that)... یا He said to me (that)...
• در گزارش اخبار و حقایق کلی، زمان ممکن است تغییر نکند
• اگر جمله نقل قول هنوز درست باشد، زمان تغییر نمی‌کند: He said the earth is round.

تغییر زمان‌ها در نقل قول غیرمستقیم

Backshift of Tenses

وقتی فعل گزارش در زمان گذشته باشد، زمان فعل نقل قول به یک زمان عقب‌تر (گذشته‌تر) تغییر می‌کند.

قانون کلی تغییر زمان‌ها:

  • اگر فعل گزارش گذشته باشد → زمان نقل قول به گذشته تغییر می‌کند
  • اگر فعل گزارش حال باشد → زمان نقل قول تغییر نمی‌کند
  • تغییر زمان‌ها به یک قدم به عقب است
  • برای حقایق کلی و عادت‌های همیشگی تغییر زمان اختیاری است
  • اگر جمله هنوز درست باشد، تغییر زمان اختیاری است

جدول تغییر زمان‌ها در نقل قول غیرمستقیم

زمان در نقل قول مستقیم زمان در نقل قول غیرمستقیم مثال مستقیم مثال غیرمستقیم
Present Simple
(حال ساده)
Past Simple
(گذشته ساده)
"I work here." He said (that) he worked there.
Present Continuous
(حال استمراری)
Past Continuous
(گذشته استمراری)
"I am working." He said (that) he was working.
Present Perfect
(حال کامل)
Past Perfect
(گذشته کامل)
"I have worked." He said (that) he had worked.
Past Simple
(گذشته ساده)
Past Perfect
(گذشته کامل)
"I worked." He said (that) he had worked.
Past Continuous
(گذشته استمراری)
Past Perfect Continuous
(گذشته کامل استمراری)
"I was working." He said (that) he had been working.
Future (will)
(آینده با will)
Conditional (would)
(شرطی با would)
"I will work." He said (that) he would work.
Future (going to)
(آینده با going to)
was/were going to "I am going to work." He said (that) he was going to work.
can could "I can work." He said (that) he could work.
may might "I may work." He said (that) he might work.
must had to "I must work." He said (that) he had to work.
مثال‌های تفصیلی
گذشته ساده → گذشته کامل
Direct: "I saw that movie last week."
Indirect: He said (that) he had seen that movie the previous week.
"من آن فیلم را هفته پیش دیدم." → او گفت (که) آن فیلم را هفته قبل دیده است.
Direct: "She bought a new car."
Indirect: He said (that) she had bought a new car.
"او یک ماشین جدید خرید." → او گفت (که) او یک ماشین جدید خریده است.
حال استمراری → گذشته استمراری
Direct: "I am studying for the exam."
Indirect: She said (that) she was studying for the exam.
"من دارم برای امتحان درس می‌خوانم." → او گفت (که) داشت برای امتحان درس می‌خواند.
Direct: "They are waiting for you."
Indirect: He said (that) they were waiting for me.
"آنها منتظر تو هستند." → او گفت (که) آنها منتظر من بودند.
حال کامل → گذشته کامل
Direct: "I have finished my homework."
Indirect: He said (that) he had finished his homework.
"من تکالیفم را تمام کرده‌ام." → او گفت (که) تکالیفش را تمام کرده است.
Direct: "She has been to Paris."
Indirect: He said (that) she had been to Paris.
"او به پاریس رفته است." → او گفت (که) او به پاریس رفته بود.
موارد عدم تغییر زمان
حقایق کلی: "The sun rises in the east." → He said (that) the sun rises in the east.
"خورشید از شرق طلوع می‌کند." → او گفت (که) خورشید از شرق طلوع می‌کند.
عادت‌های همیشگی: "I wake up early." → She said (that) she wakes up early.
"من زود بیدار می‌شوم." → او گفت (که) زود بیدار می‌شود.
جمله هنوز درست است: "My brother lives in London." → He said (that) his brother lives in London.
"برادرم در لندن زندگی می‌کند." → او گفت (که) برادرش در لندن زندگی می‌کند.
نکات مهم تغییر زمان‌ها:
گذشته کامل (had + V3) در نقل قول غیرمستقیم تغییر نمی‌کند
Could, would, should, might معمولاً تغییر نمی‌کنند
Must می‌تواند به had to یا must (برای ضرورت منطقی) تغییر کند
Ought to و had better تغییر نمی‌کنند
Used to می‌تواند تغییر نکند یا به had used to تغییر کند
• اگر زمان دقیق عمل مشخص باشد، تغییر زمان اختیاری است: He said he was born in 1990.

تغییر ضمایر و صفات ملکی

تغییر ضمایر متناسب با گوینده و شنونده

ضمایر فاعلی، مفعولی، ملکی و انعکاسی باید متناسب با موقعیت جدید تغییر کنند.

قانون کلی تغییر ضمایر:

  • من (I) → او (he/she) یا ما (we) بسته به گوینده
  • تو (you) → من (I) یا او (he/she) بسته به شنونده
  • او (he/she/it) → همان می‌ماند یا به they تغییر می‌کند
  • ما (we) → آنها (they) یا همان می‌ماند
  • شما (you) → آنها (they) یا من (I)
  • آنها (they) → همان می‌ماند
جدول تغییر ضمایر
ضمیر در نقل قول مستقیم ضمیر در نقل قول غیرمستقیم مثال
I / me / my / mine / myself he/she / him/her / his/her / his/hers / himself/herself "I like my book." → He said he liked his book.
you / your / yours / yourself
(مفرد خطاب به گوینده)
I / me / my / mine / myself "You are right." → He said I was right.
you / your / yours / yourself
(مفرد خطاب به شخص سوم)
he/she / him/her / his/her / his/hers / himself/herself "Tell him that you will come." → She said to tell him that she would come.
we / us / our / ours / ourselves they / them / their / theirs / themselves "We love our country." → They said they loved their country.
you / your / yours / yourselves
(جمع)
they / them / their / theirs / themselves یا we / us / our / ours / ourselves "You should do your homework." → He said they should do their homework.
مثال‌های کاربردی
تغییر I به he/she
Direct: "I need my phone."
Indirect: He said (that) he needed his phone.
"من به تلفنم نیاز دارم." → او گفت (که) به تلفنش نیاز دارد.
Direct: "I will do it myself."
Indirect: She said (that) she would do it herself.
"من خودم آن را انجام خواهم داد." → او گفت (که) خودش آن را انجام خواهد داد.
تغییر you بسته به موقعیت
Direct (به گوینده): "You should help me."
Indirect: He said (that) I should help him.
"تو باید به من کمک کنی." → او گفت (که) من باید به او کمک کنم.
Direct (به شخص سوم): "Tell John that you love him."
Indirect: She said to tell John that she loved him.
"به جان بگو که تو او را دوست داری." → او گفت به جان بگویم که او او را دوست دارد.
تغییر we به they
Direct: "We are going to our house."
Indirect: They said (that) they were going to their house.
"ما داریم به خانه‌مان می‌رویم." → آنها گفتند (که) دارند به خانه‌شان می‌روند.
Direct: "We have finished our work."
Indirect: They said (that) they had finished their work.
"ما کارمان را تمام کرده‌ایم." → آنها گفتند (که) کارشان را تمام کرده‌اند.
نکات مهم تغییر ضمایر:
• تغییر ضمایر منطقی و متناسب با موقعیت باید باشد
• اگر گوینده درباره خودش صحبت کند، ضمیر تغییر نمی‌کند: "I am tired" → He said he was tired
• اگر گوینده به شنونده خطاب کند، you به I یا he/she تغییر می‌کند
این (this) و آن (that) نیز بر اساس موقعیت تغییر می‌کنند
• در گفتگوهای پیچیده، باید دقت کرد که هر ضمیر به چه کسی اشاره دارد
صفات و ضمایر ملکی همیشه باید با فاعل جدید مطابقت داشته باشند

تغییر کلمات اشاره به زمان و مکان

تغییر قیدهای زمان و مکان

کلمات اشاره به زمان و مکان باید نسبت به زمان گزارش کردن تغییر کنند.

کلمات زمان و مکان رایج:

  • امروز (today) → آن روز (that day) یا همان روز (the same day)
  • دیروز (yesterday) → روز قبل (the day before) یا روز پیش (the previous day)
  • فردا (tomorrow) → روز بعد (the next day) یا روز پس (the following day)
  • این هفته (this week) → آن هفته (that week)
  • اینجا (here) → آنجا (there)
  • الان (now) → آن موقع (then) یا در آن زمان (at that time)
جدول تغییر کلمات زمان و مکان
کلمه در نقل قول مستقیم کلمه در نقل قول غیرمستقیم مثال
now (الان) then (آن موقع) "I am busy now." → He said he was busy then.
today (امروز) that day (آن روز) "I will come today." → He said he would come that day.
tonight (امشب) that night (آن شب) "I'm going out tonight." → She said she was going out that night.
yesterday (دیروز) the day before (روز قبل)
the previous day (روز پیش)
"I saw her yesterday." → He said he had seen her the day before.
tomorrow (فردا) the next day (روز بعد)
the following day (روز پس)
"I'll call you tomorrow." → She said she would call me the next day.
this week (این هفته) that week (آن هفته) "I'm working hard this week." → He said he was working hard that week.
last week (هفته گذشته) the week before (هفته قبل)
the previous week (هفته پیش)
"I was there last week." → She said she had been there the week before.
next week (هفته آینده) the following week (هفته بعد)
the next week (هفته پس)
"I'll travel next week." → He said he would travel the following week.
ago (پیش) before (قبل)
previously (پیشتر)
"I met her a week ago." → He said he had met her a week before.
here (اینجا) there (آنجا) "I live here." → He said he lived there.
this (این) that (آن) "I like this book." → He said he liked that book.
these (این‌ها) those (آن‌ها) "I bought these shoes." → She said she had bought those shoes.
مثال‌های کاربردی
تغییر today, yesterday, tomorrow
Direct: "I will finish it today."
Indirect: He said he would finish it that day.
"من آن را امروز تمام خواهم کرد." → او گفت که آن را آن روز تمام خواهد کرد.
Direct: "I saw her yesterday."
Indirect: He said he had seen her the day before.
"من دیروز او را دیدم." → او گفت که روز قبل او را دیده است.
Direct: "I'm leaving tomorrow."
Indirect: She said she was leaving the next day.
"من فردا می‌روم." → او گفت که روز بعد می‌رود.
تغییر here به there
Direct: "I have lived here for five years."
Indirect: He said he had lived there for five years.
"من پنج سال است که اینجا زندگی می‌کنم." → او گفت که پنج سال است که آنجا زندگی می‌کند.
Direct: "Put the book here."
Indirect: She told me to put the book there.
"کتاب را اینجا بگذار." → او به من گفت کتاب را آنجا بگذارم.
موارد عدم تغییر
اگر مکان هنوز همان است: "I love living here." → She said she loved living here.
"من زندگی کردن اینجا را دوست دارم." → او گفت زندگی کردن اینجا را دوست دارد.
اگر زمان هنوز همان است: "The meeting is now." → He said the meeting is now.
"جلسه الان است." → او گفت جلسه الان است.
اگر اشاره به روزهای هفته باشد: "I'll see you on Monday." → She said she would see me on Monday.
"دوشنبه می‌بینمت." → او گفت دوشنبه مرا خواهد دید.
نکات مهم تغییر زمان و مکان:
• تغییرات منطقی و متناسب با زمان گزارش هستند
• اگر گزارش بلافاصله پس از سخن گفتن باشد، تغییرات کمتری نیاز است
• برای مکان‌های ثابت (کشورها، شهرها) تغییری ایجاد نمی‌شود
• نام روزهای هفته و ماه‌ها تغییر نمی‌کنند
قیدهای مکان عمومی مانند everywhere, anywhere, somewhere تغییر نمی‌کنند
• در گزارش همزمان (live reporting)، تغییرات بسیار کم است

دستورات، درخواست‌ها و پیشنهادها

تغییر جملات امری

جملات امری (دستورات، درخواست‌ها، پیشنهادها) در نقل قول غیرمستقیم به صورت مصدر با to گزارش می‌شوند.

ساختارهای رایج برای دستورات:

  • دستورات مثبت → to + مصدر
  • دستورات منفی → not to + مصدر
  • فعلی که استفاده می‌شود: tell, ask, order, command
  • برای درخواست‌های مؤدبانه: ask, request, beg
  • برای پیشنهادها: suggest, recommend, advise
  • برای هشدارها: warn, remind
ساختار کلی
فاعل + tell/ask + مفعول + to + مصدر
برای دستورات و درخواست‌های مثبت
فاعل + tell/ask + مفعول + not to + مصدر
برای دستورات و درخواست‌های منفی
مثال‌های کاربردی
دستورات مثبت
Direct: "Close the door."
Indirect: He told me to close the door.
"در را ببند." → او به من گفت در را ببندم.
Direct: "Please help me."
Indirect: She asked me to help her.
"لطفاً به من کمک کن." → او از من خواست به او کمک کنم.
Direct: "Be careful!"
Indirect: He warned us to be careful.
"مراقب باش!" → او به ما هشدار داد مراقب باشیم.
دستورات منفی
Direct: "Don't touch that!"
Indirect: She told me not to touch that.
"دست نزن به آن!" → او به من گفت به آن دست نزنم.
Direct: "Please don't tell anyone."
Indirect: He asked me not to tell anyone.
"لطفاً به کسی نگو." → او از من خواست به کسی نگویم.
Direct: "Never speak to me again!"
Indirect: She ordered him never to speak to her again.
"هرگز دوباره با من صحبت نکن!" → او به او دستور داد هرگز دوباره با او صحبت نکند.
پیشنهادها و توصیه‌ها
Direct: "Let's go to the cinema."
Indirect: He suggested going to the cinema.
or: He suggested (that) we go to the cinema.
"بیا برویم سینما." → او پیشنهاد کرد به سینما برویم.
Direct: "You should see a doctor."
Indirect: She advised me to see a doctor.
or: She advised (that) I should see a doctor.
"تو باید دکتر ببینی." → او به من توصیه کرد دکتر ببینم.
Direct: "Why don't we take a break?"
Indirect: He suggested taking a break.
"چرا استراحت نمی‌کنیم؟" → او پیشنهاد کرد استراحت کنیم.
درخواست‌های مؤدبانه
Direct: "Could you open the window, please?"
Indirect: She asked me to open the window.
"می‌توانی لطفاً پنجره را باز کنی؟" → او از من خواست پنجره را باز کنم.
Direct: "Would you mind helping me?"
Indirect: He asked me to help him.
"ممکن است به من کمک کنی؟" → او از من خواست به او کمک کنم.
Direct: "Please, please, don't leave me!"
Indirect: She begged him not to leave her.
"لطفاً، لطفاً، مرا ترک نکن!" → او از او التماس کرد که او را ترک نکند.
نکات مهم دستورات و درخواست‌ها:
• از tell برای دستورات مستقیم و از ask برای درخواست‌های مؤدبانه
Tell همیشه نیاز به مفعول دارد: He told me to... (نه He told to...)
• برای پیشنهاد با let's از suggest + gerund یا suggest (that) استفاده می‌شود
Shall I/we به صورت پیشنهاد گزارش می‌شود: He suggested that we go
• برای درخواست‌های با modal verbs (could, would, can) از ask + to infinitive
Order, command, instruct برای دستورات رسمی و نظامی استفاده می‌شوند

سوالات در نقل قول غیرمستقیم

تغییر ساختار سوالات

سوالات در نقل قول غیرمستقیم به صورت جمله خبری (نه سوالی) گزارش می‌شوند. ساختار سوالی از بین می‌رود.

انواع سوالات و نحوه گزارش آنها:

  • سوالات yes/no → با if یا whether شروع می‌شوند
  • سوالات wh- → با همان کلمه پرسشی شروع می‌شوند
  • سوالات تأییدی → با if/whether یا همان ساختار wh-
  • فعل گزارش: asked, wondered, inquired, wanted to know
  • ساختار جمله خبری است (نه سوالی)
  • علامت سؤال حذف می‌شود
ساختار کلی
فاعل + asked + (مفعول) + if/whether + جمله خبری
برای سوالات yes/no
فاعل + asked + (مفعول) + wh-word + جمله خبری
برای سوالات wh- (what, where, when, why, how, who, which)
مثال‌های کاربردی
سوالات yes/no با if/whether
Direct: "Are you tired?"
Indirect: He asked me if I was tired.
"آیا تو خسته‌ای؟" → او از من پرسید آیا خسته هستم.
Direct: "Do you like coffee?"
Indirect: She asked whether I liked coffee.
"آیا قهوه دوست داری؟" → او پرسید آیا قهوه دوست دارم.
Direct: "Can you swim?"
Indirect: He asked if I could swim.
"می‌توانی شنا کنی؟" → او پرسید آیا می‌توانم شنا کنم.
سوالات wh- (چه، کجا، کی، چرا، چگونه)
Direct: "Where do you live?"
Indirect: He asked me where I lived.
"کجا زندگی می‌کنی؟" → او از من پرسید کجا زندگی می‌کنم.
Direct: "What time is it?"
Indirect: She asked what time it was.
"ساعت چند است؟" → او پرسید ساعت چند است.
Direct: "Why are you crying?"
Indirect: He asked her why she was crying.
"چرا گریه می‌کنی؟" → او از او پرسید چرا گریه می‌کند.
سوالات با who, which, whose
Direct: "Who is that man?"
Indirect: She asked who that man was.
"آن مرد کیست؟" → او پرسید آن مرد کیست.
Direct: "Which book do you prefer?"
Indirect: He asked me which book I preferred.
"کدام کتاب را ترجیح می‌دهی؟" → او از من پرسید کدام کتاب را ترجیح می‌دهم.
Direct: "Whose car is this?"
Indirect: She asked whose car that was.
"این ماشین مال کیست؟" → او پرسید آن ماشین مال کیست.
سوالات تأییدی و دیگر انواع
Direct: "You're coming, aren't you?"
Indirect: He asked if I was coming.
"تو می‌آیی، نه؟" → او پرسید آیا می‌آیم.
Direct: "How wonderful!"
Indirect: She exclaimed that it was wonderful.
"چه فوق‌العاده!" → او فریاد زد که فوق‌العاده است.
Direct: "What a beautiful day!"
Indirect: He remarked what a beautiful day it was.
"چه روز زیبایی!" → او اظهار داشت که چه روز زیبایی است.
نکات مهم سوالات در نقل قول غیرمستقیم:
• ساختار جمله خبری است: فاعل + فعل + باقی جمله
If و whether معمولاً قابل تعویض هستند اما whether رسمی‌تر است
• بعد از whether می‌توان or not آورد: He asked whether I was coming or not.
• برای سوالات غیرمستقیم (embedded questions) همین قواعد صدق می‌کند
فعل‌های پرسشی دیگر: wonder, inquire, want to know, question
• در سوالات rhetorical (سوالات بی‌پاسخ): He wondered why he had even tried.

جدول مقایسه کامل نقل قول مستقیم و غیرمستقیم

عنصر نقل قول مستقیم نقل قول غیرمستقیم تغییرات مثال
ساختار کلی جمله در گیومه جمله با that (اختیاری) حذف گیومه "I'm tired." → He said (that) he was tired.
زمان فعل حال گذشته (اگر فعل گزارش گذشته باشد) یک قدم به عقب "I work" → He said he worked
ضمایر I, you, we he/she, I/he, they تغییر بسته به موقعیت "I like you" → He said he liked me
کلمات زمان now, today, tomorrow then, that day, the next day تغییر به گذشته "I'll come tomorrow" → He said he'd come the next day
کلمات مکان here, this, these there, that, those تغییر به دور "I live here" → He said he lived there
سوالات yes/no آیا...؟ asked + if/whether جمله خبری + if/whether "Are you?" → He asked if I was
سوالات wh- What/Where...? asked + wh-word جمله خبری + wh-word "Where do you?" → He asked where I
دستورات بکن! نکن! told/asked + to/not to به مصدر با to "Go!" → He told me to go

راهنمای قدم به قدم تبدیل نقل قول:

قدم ۱: فعل گزارش را انتخاب کنید → said, told, asked, etc.

قدم ۲: if/whether یا that اضافه کنید (اختیاری)

قدم ۳: ضمایر را تغییر دهید → I → he/she, you → I/he, etc.

قدم ۴: زمان فعل را تغییر دهید (اگر فعل گزارش گذشته باشد)

قدم ۵: کلمات زمان و مکان را تغییر دهید → now → then, here → there

قدم ۶: برای سوالات → ساختار جمله خبری + if/whether یا wh-word

قدم ۷: برای دستورات → tell/ask + مفعول + (not) to + مصدر