آرزو درباره حال (چیزی که در حال حاضر واقعیت ندارد)
وضعیت و شرایط زندگی
I wish I lived in a bigger house.
ای کاش در خانه بزرگتری زندگی میکردم.
She wishes she had more free time to pursue her hobbies.
او آرزو میکند وقت آزاد بیشتری برای پیگیری سرگرمیهایش داشت.
They wish they owned a car instead of having to use public transportation.
آنها آرزو میکنند ماشین شخصی داشتند به جای اینکه مجبور باشند از حمل و نقل عمومی استفاده کنند.
He wishes he worked closer to home to avoid the long commute.
او آرزو میکند نزدیکتر به خانه کار میکرد تا از رفت و آمد طولانی اجتناب کند.
We wish we knew our neighbors better; it would make the community feel friendlier.
ای کاش همسایههایمان را بهتر میشناختیم؛ اینطور جامعه دوستانهتر به نظر میرسید.
مهارتها و تواناییها
I wish I could speak French fluently.
ای کاش میتوانستم فرانسوی را روان صحبت کنم.
She wishes she played the piano as well as her sister does.
او آرزو میکند پیانو را به خوبی خواهرش بنوازد.
He wishes he understood advanced mathematics better.
او آرزو میکند ریاضیات پیشرفته را بهتر میفهمید.
They wish they knew how to cook gourmet meals.
آنها آرزو میکنند بلد بودند چگونه غذاهای لذیذ بپزند.
I wish I had the confidence to speak in public without getting nervous.
ای کاش اعتماد به نفس صحبت در جمع بدون عصبی شدن را داشتم.
ویژگیهای شخصی و فیزیکی
I wish I were taller.
ای کاش بلندقدتر بودم.
She wishes she had curly hair instead of straight hair.
او آرزو میکند به جای موی صاف، موی فر داشت.
He wishes he were more patient with his children.
او آرزو میکند با کودکانش صبورتر بود.
They wish they were more organized in their daily lives.
آنها آرزو میکنند در زندگی روزمره منظمتر بودند.
I wish I had a better memory for names and faces.
ای کاش حافظه بهتری برای نامها و چهرهها داشتم.
وضعیت شغلی و مالی
I wish I earned more money.
ای کاش پول بیشتری درمیآوردم.
She wishes she had a more fulfilling job.
او آرزو میکند شغل رضایتبخشتری داشت.
He wishes he worked for a company with better benefits.
او آرزو میکند برای شرکتی با مزایای بهتر کار میکرد.
They wish they owned their own business instead of working for someone else.
آنها آرزو میکنند به جای کار برای دیگری، کسب و کار خودشان را داشتند.
I wish I had more vacation days each year.
ای کاش روزهای مرخصی بیشتری در سال داشتم.
افسوس درباره گذشته (آرزوی تغییر اتفاقی که افتاده)
تحصیل و آموزش
I wish I had studied harder in university.
ای کاش در دانشگاه بیشتر درس خوانده بودم.
She wishes she had taken that internship opportunity when it was offered.
او آرزو میکند وقتی آن فرصت کارآموزی پیشنهاد شد، آن را پذیرفته بود.
He wishes he had learned a second language when he was younger.
او آرزو میکند وقتی جوانتر بود زبان دوم یاد گرفته بود.
They wish they had paid more attention in their economics classes.
آنها آرزو میکنند در کلاسهای اقتصادشان بیشتر توجه میکردند.
I wish I had pursued my passion for art instead of listening to my parents' advice.
ای کاش به جای گوش کردن به نصیحت والدینم، علاقهام به هنر را دنبال کرده بودم.
روابط و تصمیمات شخصی
I wish I had told her how I felt before she moved away.
ای کاش قبل از اینکه او برود، احساساتم را به او گفته بودم.
She wishes she had listened to her friends' warnings about him.
او آرزو میکند به هشدارهای دوستانش درباره او گوش کرده بود.
He wishes he had proposed to her when he had the chance.
او آرزو میکند وقتی فرصت داشت به او پیشنهاد ازدواج داده بود.
They wish they had spent more time with their grandparents before they passed away.
آنها آرزو میکنند قبل از فوت پدربزرگ و مادربزرگهایشان وقت بیشتری با آنها گذرانده بودند.
I wish I had apologized for my behavior at the party.
ای کاش برای رفتارم در مهمانی عذرخواهی کرده بودم.
تصمیمات مالی و سرمایهگذاری
I wish I had invested in that company when its stock was cheap.
ای کاش وقتی سهام آن شرکت ارزان بود، در آن سرمایهگذاری کرده بودم.
She wishes she had bought that house when it was on the market last year.
او آرزو میکند وقتی آن خانه سال گذشته در بازار بود، آن را خریده بود.
He wishes he had saved more money when he was earning a good salary.
او آرزو میکند وقتی حقوق خوبی میگرفت، پول بیشتری پسانداز کرده بود.
They wish they had not spent so much money on unnecessary luxuries.
آنها آرزو میکنند این همه پول برای لوازم غیرضروری خرج نکرده بودند.
I wish I had started saving for retirement earlier in my career.
ای کاش زودتر در حرفهام برای بازنشستگی پسانداز شروع کرده بودم.
سفرها و فرصتهای از دست رفته
I wish I had traveled more when I was younger and had fewer responsibilities.
ای کاش وقتی جوانتر بودم و مسئولیت کمتری داشتم، بیشتر سفر کرده بودم.
She wishes she had visited her grandparents in their home country before they died.
او آرزو میکند قبل از مرگ پدربزرگ و مادربزرگش، آنها را در کشور خودشان ملاقات کرده بود.
He wishes he had taken that job opportunity abroad when it was offered.
او آرزو میکند وقتی آن فرصت شغلی در خارج پیشنهاد شد، آن را پذیرفته بود.
They wish they had gone on that cruise last summer instead of staying home.
آنها آرزو میکنند تابستان گذشته به آن سفر دریایی رفته بودند به جای اینکه در خانه بمانند.
I wish I had experienced more cultures and ways of life in my youth.
ای کاش در جوانیام فرهنگها و شیوههای زندگی بیشتری تجربه کرده بودم.
تمایل برای تغییر آینده (آرزو برای تغییر رفتار یا وضعیتی در آینده)
رفتار دیگران
I wish you would stop interrupting me when I'm speaking.
ای کاش وقتی صحبت میکنم حرفم را قطع نکنی.
She wishes her children would clean their rooms without being asked.
او آرزو میکند کودکانش اتاقهایشان را بدون اینکه از آنها خواسته شود تمیز کنند.
He wishes his colleagues would be more punctual for meetings.
او آرزو میکند همکارانش برای جلسات وقتشناستر باشند.
They wish their neighbors would turn down their music at night.
آنها آرزو میکنند همسایههایشان شبها صدای موسیقیشان را کم کنند.
I wish people would be more considerate of others in public spaces.
ای کاش مردم در فضاهای عمومی ملاحظهکارتر باشند.
شرایط و موقعیتها
I wish it would stop raining so we could go for a walk.
ای کاش باران بند بیاید تا بتوانیم پیادهروی کنیم.
She wishes the weather would improve for their outdoor wedding.
او آرزو میکند هوا برای عروسی فضای بازشان بهتر شود.
He wishes traffic would move faster during rush hour.
او آرزو میکند ترافیک در ساعت شلوغی سریعتر حرکت کند.
They wish construction would finish soon so the noise would stop.
آنها آرزو میکنند ساخت و ساز زود تمام شود تا سر و صدا متوقف شود.
I wish my computer would work properly instead of crashing all the time.
ای کاش کامپیوترم به درستی کار کند به جای اینکه مدام هنگ کند.
تغییرات و بهبودها
I wish prices would go down instead of constantly increasing.
ای کاش قیمتها پایین بیایند به جای اینکه مدام افزایش یابند.
She wishes the government would implement better environmental policies.
او آرزو میکند دولت سیاستهای محیط زیستی بهتری اجرا کند.
He wishes his health would improve so he could return to work.
او آرزو میکند سلامتاش بهبود یابد تا بتواند به کار بازگردد.
They wish the economy would recover quickly from the recession.
آنها آرزو میکنند اقتصاد سریعاً از رکود بهبود یابد.
I wish technology would advance faster to solve more global problems.
ای کاش فناوری سریعتر پیشرفت کند تا مشکلات جهانی بیشتری حل شود.
If only (تأکید بیشتر روی آرزو)
آرزوهای احساسی
If only I were more confident in social situations!
ای کاش فقط در موقعیتهای اجتماعی مطمئنتر بودم!
If only she had listened to her intuition from the beginning!
ای کاش فقط از ابتدا به شهود خود گوش کرده بود!
If only he would realize how much he's hurting others!
ای کاش فقط میفهمید چقدر دیگران را میرنجاند!
If only they could see things from my perspective!
ای کاش فقط میتوانستند چیزها را از دیدگاه من ببینند!
If only I had known then what I know now!
ای کاش فقط آن موقع آنچه را که الان میدانم میدانستم!
آرزوهای عملی و روزمره
If only I had more hours in the day to get everything done!
ای کاش فقط ساعتهای بیشتری در روز داشتم تا همه کارها را انجام دهم!
If only this computer would work faster!
ای کاش فقط این کامپیوتر سریعتر کار میکرد!
If only the weather were better for our picnic!
ای کاش فقط هوا برای پیکنیک ما بهتر بود!
If only I could find my keys!
ای کاش فقط میتوانستم کلیدهایم را پیدا کنم!
If only they would deliver the package on time for once!
ای کاش فقط برای یک بار بسته را سر وقت تحویل میدادند!