آموزش کامل وجه التزامی | گروه آموزشی دکتر مجوزی
گروه آموزشی دکتر مجوزی
09057108093
09150122047

افعال التزامی

این افعال پس از خود نیازمند ساختار التزامی هستند (that + فاعل + فعل ساده بدون s)

دسته‌بندی افعال التزامی:

  • پیشنهاد و توصیه: suggest, recommend, advise, propose
  • تقاضا و دستور: demand, insist, require, request
  • درخواست و خواهش: beg, plead, urge
ساختار کلی افعال التزامی
فعل التزامی + that + فاعل + فعل ساده (بدون s برای سوم شخص)
حتی برای سوم شخص مفرد: He demands that she be (not is) present

پیشنهاد و توصیه (Suggestion & Recommendation)

recommend (توصیه کردن)
The doctor recommended that she take a week off work.
دکتر توصیه کرد که او یک هفته مرخصی بگیرد.
I recommend that you see this movie; it's excellent.
توصیه می‌کنم این فیلم را ببینی؛ عالی است.
The committee recommended that the policy be changed immediately.
کمیته توصیه کرد که سیاست فوراً تغییر کند.
They recommended that he apply for the scholarship.
آن‌ها توصیه کردند که او برای بورسیه اقدام کند.
suggest (پیشنهاد کردن)
She suggested that we meet for coffee tomorrow.
او پیشنهاد داد که فردا برای قهوه ملاقات کنیم.
I suggest that he study harder for the final exam.
پیشنهاد می‌کنم که او برای امتحان پایانی بیشتر درس بخواند.
The manager suggested that the meeting be postponed until Friday.
مدیر پیشنهاد داد که جلسه تا جمعه به تعویق بیفتد.
He suggested that they consider other options.
او پیشنهاد داد که گزینه‌های دیگر را در نظر بگیرند.
advise (توصیه/نصیحت کردن)
I advise that you think carefully before making a decision.
توصیه می‌کنم قبل از تصمیم‌گیری خوب فکر کنی.
The lawyer advised that his client remain silent.
وکیل به موکلش توصیه کرد که سکوت کند.
They advised that we avoid traveling to that region.
آن‌ها توصیه کردند که از سفر به آن منطقه خودداری کنیم.
The doctor advised that he reduce his sugar intake.
دکتر توصیه کرد که مصرف قند خود را کاهش دهد.
propose (پیشنهاد دادن - رسمی)
The chairman proposed that the budget be increased by 10%.
رئیس پیشنهاد داد که بودجه ۱۰٪ افزایش یابد.
I propose that we adjourn the meeting until next week.
پیشنهاد می‌کنم جلسه را تا هفته آینده تعطیل کنیم.
She proposed that a new committee be formed.
او پیشنهاد داد که کمیته جدیدی تشکیل شود.
They proposed that the law be amended.
آن‌ها پیشنهاد دادند که قانون اصلاح شود.

تقاضا و دستور (Demand & Order)

demand (تقاضا کردن، اصرار کردن)
The customers demanded that the company refund their money.
مشتریان تقاضا کردند که شرکت پولشان را پس دهد.
I demand that you apologize for your behavior.
من تقاضا می‌کنم که برای رفتارت عذرخواهی کنی.
The workers demanded that their salaries be increased.
کارگران تقاضا کردند که حقوقشان افزایش یابد.
She demanded that he tell her the truth immediately.
او اصرار کرد که حقیقت را فوراً به او بگوید.
insist (اصرار کردن)
He insisted that I stay for dinner.
او اصرار کرد که برای شام بمانم.
She insisted that they leave immediately.
او اصرار کرد که آن‌ها فوراً بروند.
My parents insisted that I go to university.
والدینم اصرار کردند که به دانشگاه بروم.
The teacher insisted that all assignments be submitted on time.
معلم اصرار کرد که همه تکالیف سر وقت تحویل داده شوند.
require (نیاز داشتن، لازم داشتن)
The job requires that applicants have at least 5 years of experience.
شغل نیاز دارد که متقاضیان حداقل ۵ سال تجربه داشته باشند.
University regulations require that students attend 80% of classes.
مقررات دانشگاه ایجاب می‌کند که دانشجویان ۸۰٪ کلاس‌ها را حضور داشته باشند.
The contract requires that payment be made within 30 days.
قرارداد نیاز دارد که پرداخت در مدت ۳۰ روز انجام شود.
Safety protocols require that all workers wear protective gear.
پروتکل‌های ایمنی ایجاب می‌کند که همه کارگران تجهیزات محافظ بپوشند.
request (درخواست کردن)
We request that you arrive 15 minutes before your appointment.
درخواست می‌کنیم ۱۵ دقیقه قبل از وقت ملاقات برسید.
The embassy requested that additional documents be submitted.
سفارت درخواست کرد که مدارک اضافی ارائه شوند.
I request that this matter be kept confidential.
درخواست می‌کنم این موضوع محرمانه بماند.
They requested that the deadline be extended by one week.
آن‌ها درخواست کردند که مهلت یک هفته تمدید شود.

درخواست و خواهش (Request & Plea)

ask (درخواست کردن)
I ask that you respect my privacy.
درخواست می‌کنم حریم خصوصی مرا محترم بشمارید.
She asked that her name not be mentioned in the report.
او درخواست کرد که نامش در گزارش ذکر نشود.
The teacher asked that the students remain quiet during the exam.
معلم درخواست کرد که دانش‌آموزان در طول امتحان ساکت بمانند.
He asked that the meeting be postponed until Monday.
او درخواست کرد که جلسه تا دوشنبه به تعویق بیفتد.
urge (اصرار کردن، ترغیب کردن)
The doctor urged that she quit smoking immediately.
دکتر اصرار کرد که او فوراً سیگار را ترک کند.
I urge that you reconsider your decision.
اصرار می‌کنم که تصمیم خود را تجدید نظر کنید.
Environmental groups urge that stricter laws be implemented.
گروه‌های محیط زیست اصرار می‌کنند که قوانین سخت‌تری اجرا شود.
They urged that immediate action be taken.
آن‌ها اصرار کردند که اقدام فوری انجام شود.
beg (التماس کردن)
She begged that he forgive her.
او التماس کرد که او را ببخشد.
The prisoner begged that his sentence be reduced.
زندانی التماس کرد که حکمش کاهش یابد.
I beg that you listen to me just this once.
التماس می‌کنم فقط این یک بار به حرفم گوش کنی.
They begged that the execution be stopped.
آن‌ها التماس کردند که اعدام متوقف شود.
plead (التماس کردن - رسمی حقوقی)
The defendant pleaded that he be given a second chance.
متهم التماس کرد که به او فرصت دوم داده شود.
His lawyer pleaded that the evidence be dismissed.
وکیلش التماس کرد که شواهد رد شوند.
She pleaded that her children not be taken away from her.
او التماس کرد که کودکانش از او گرفته نشوند.
They pleaded that mercy be shown.
آن‌ها التماس کردند که رحم نشان داده شود.
لیست کامل افعال نیازمند صورت التزامی:
پیشنهاد و توصیه: advise, advocate, move, propose, recommend, suggest
تقاضا و دستور: command, decree, demand, dictate, direct, enjoin, instruct, order, stipulate
درخواست و خواهش: ask, beg, implore, insist, plead, pray, request, require, urge
تصمیم و رأی: arrange, decide, determine, prefer, resolve, rule

صفات ضرورت و اهمیت

It is + صفت + that

پس از صفاتی که بیانگر ضرورت، اهمیت، حیاتی بودن یا مطلوب بودن چیزی هستند، از صورت التزامی استفاده می‌کنیم

دسته‌بندی صفات ضرورت:

  • ضرورت مطلق: essential, vital, crucial, imperative
  • اهمیت: important, necessary, critical, urgent
  • مطلوبیت: desirable, preferable, advisable,
  • لزوم: mandatory, compulsory, obligatory, required
ساختار کلی صفات ضرورت
It is + صفت ضرورت + that + فاعل + فعل ساده (بدون s)
این ساختار برای تأکید بر اهمیت یا ضرورت انجام کاری استفاده می‌شود

ضرورت مطلق (Absolute Necessity)

essential (ضروری، اساسی)
It is essential that all passengers have their passports ready.
ضروری است که همه مسافران پاسپورت‌های خود را آماده داشته باشند.
It is essential that he arrive on time for the interview.
ضروری است که او برای مصاحبه سر وقت برسد.
It was essential that the truth be revealed.
ضروری بود که حقیقت آشکار شود.
It is essential that this information remain confidential.
ضروری است که این اطلاعات محرمانه بماند.
For the experiment to succeed, it is essential that the temperature be constant.
برای موفقیت آزمایش، ضروری است که دما ثابت باشد.
vital (حیاتی، بسیار مهم)
It is vital that you take this medicine regularly.
حیاتی است که این دارو را مرتب مصرف کنید.
It is vital that we act quickly to prevent further damage.
حیاتی است که برای جلوگیری از آسیب بیشتر سریع عمل کنیم.
It was vital that the message reach him before the meeting.
حیاتی بود که پیام قبل از جلسه به او برسد.
For national security, it is vital that these documents be protected.
برای امنیت ملی، حیاتی است که این اسناد محافظت شوند.
It is vital that emergency exits remain unobstructed at all times.
حیاتی است که خروجی‌های اضطراری همیشه باز بمانند.
crucial (بسیار مهم، سرنوشت‌ساز)
It is crucial that we make a good first impression.
بسیار مهم است که تأثیر اولیه خوبی بگذاریم.
It is crucial that the data be accurate and up-to-date.
بسیار مهم است که داده‌ها دقیق و به‌روز باشند.
At this stage, it is crucial that no mistakes be made.
در این مرحله، بسیار مهم است که هیچ اشتباهی صورت نگیرد.
It was crucial that the witness testify in court.
بسیار مهم بود که شاهد در دادگاه شهادت دهد.
For the success of the mission, it is crucial that everyone follow the plan exactly.
برای موفقیت مأموریت، بسیار مهم است که همه دقیقاً از برنامه پیروی کنند.
imperative (واجب، ضروری)
It is imperative that you see a doctor immediately.
واجب است که فوراً به دکتر مراجعه کنید.
It is imperative that this matter be resolved as soon as possible.
واجب است که این موضوع هر چه سریع‌تر حل شود.
For public safety, it is imperative that the building be evacuated.
برای ایمنی عمومی، واجب است که ساختمان تخلیه شود.
It was imperative that the leak be stopped immediately.
واجب بود که نشت فوراً متوقف شود.
In diplomatic relations, it is imperative that protocol be followed.
در روابط دیپلماتیک، واجب است که پروتکل رعایت شود.

اهمیت (Importance)

important (مهم)
It is important that students attend all lectures.
مهم است که دانش‌آموزان در همه سخنرانی‌ها حضور داشته باشند.
It is important that she understand the consequences of her decision.
مهم است که او پیامدهای تصمیمش را درک کند.
It was important that the news be announced at the right time.
مهم بود که خبر در زمان مناسب اعلام شود.
For healthy development, it is important that children get enough sleep.
برای رشد سالم، مهم است که کودکان خواب کافی داشته باشند.
It is important that all team members participate in the discussion.
مهم است که همه اعضای تیم در بحث مشارکت کنند.
necessary (لازم، ضروری)
It is necessary that you show your ID at the entrance.
لازم است که کارت شناسایی خود را در ورودی نشان دهید.
It is necessary that the application be submitted before the deadline.
لازم است که درخواست قبل از مهلت ارسال شود.
For the treatment to work, it is necessary that the patient follow the doctor's instructions.
برای مؤثر بودن درمان، لازم است که بیمار دستورات دکتر را دنبال کند.
It was necessary that additional funding be secured for the project.
لازم بود که بودجه اضافی برای پروژه تأمین شود.
It is necessary that all safety checks be completed before takeoff.
لازم است که همه بررسی‌های ایمنی قبل از پرواز کامل شوند.
urgent (فوری، اضطراری)
It is urgent that we find a solution to this problem.
فوری است که راه‌حلی برای این مشکل پیدا کنیم.
It is urgent that medical supplies be delivered to the disaster area.
فوری است که لوازم پزشکی به منطقه災زده تحویل داده شوند.
The doctor said it is urgent that he undergo surgery immediately.
دکتر گفت فوری است که او فوراً تحت عمل جراحی قرار گیرد.
It was urgent that the message reach headquarters before dawn.
فوری بود که پیام قبل از طلوع آفتاب به مقر برسد.
Given the weather conditions, it is urgent that all flights be canceled.
با توجه به شرایط آب و هوایی، فوری است که همه پروازها لغو شوند.
critical (بحرانی، حیاتی)
It is critical that we maintain confidentiality in this matter.
بحرانی است که در این مورد محرمانگی را حفظ کنیم.
At this juncture, it is critical that the right decision be made.
در این مرحله، بحرانی است که تصمیم درست گرفته شود.
For the company's survival, it is critical that costs be reduced immediately.
برای بقای شرکت، بحرانی است که هزینه‌ها فوراً کاهش یابند.
It was critical that the error be corrected before publication.
بحرانی بود که اشتباه قبل از انتشار اصلاح شود.
In emergency situations, it is critical that everyone remain calm.
در شرایط اضطراری، بحرانی است که همه آرام بمانند.

مطلوبیت (Desirability)

desirable (مطلوب، دلخواه)
It is desirable that candidates have some previous experience.
مطلوب است که کاندیداها مقداری تجربه قبلی داشته باشند.
It is desirable that the solution be both effective and affordable.
مطلوب است که راه‌حل هم مؤثر و هم مقرون به صرفه باشد.
In a democratic society, it is desirable that all voices be heard.
در یک جامعه دموکراتیک، مطلوب است که همه صداها شنیده شوند.
It was desirable that the agreement benefit both parties equally.
مطلوب بود که توافق به طور مساوی به نفع هر دو طرف باشد.
For environmental reasons, it is desirable that renewable energy sources be used.
به دلایل محیط زیستی، مطلوب است که از منابع انرژی تجدیدپذیر استفاده شود.
preferable (ترجیح داده شده، بهتر)
It is preferable that you make reservations in advance.
ترجیح داده می‌شود که از قبل رزرو کنید.
It is preferable that the meeting take place in a neutral location.
ترجیح داده می‌شود که جلسه در یک مکان بیطرف برگزار شود.
For accurate results, it is preferable that the experiment be conducted multiple times.
برای نتایج دقیق، ترجیح داده می‌شود که آزمایش چندین بار انجام شود.
It was preferable that the discussion remain private.
ترجیح داده می‌شد که بحث خصوصی بماند.
In sensitive negotiations, it is preferable that details not be disclosed to the media.
در مذاکرات حساس، ترجیح داده می‌شود که جزئیات به رسانه‌ها افشا نشود.
advisable (توصیه شده، خردمندانه)
It is advisable that you consult a lawyer before signing the contract.
توصیه می‌شود که قبل از امضای قرارداد با وکیل مشورت کنید.
It is advisable that travelers carry copies of their important documents.
توصیه می‌شود که مسافران کپی اسناد مهم خود را همراه داشته باشند.
Given the complexity of the issue, it is advisable that expert opinion be sought.
با توجه به پیچیدگی موضوع، توصیه می‌شود که نظر متخصص جویا شود.
It was advisable that precautions be taken in advance.
توصیه می‌شد که اقدامات احتیاطی از قبل انجام شوند.
For long-term success, it is advisable that a comprehensive plan be developed.
برای موفقیت بلندمدت، توصیه می‌شود که یک برنامه جامع توسعه یابد.
لیست کامل صفات نیازمند صورت التزامی:
ضرورت مطلق: crucial, essential, imperative, vital
اهمیت: important, necessary, critical, urgent
مطلوبیت: advisable, desirable, preferable, appropriate
لزوم: compulsory, mandatory, obligatory, required
نکات مهم صفات ضرورت:
• این ساختار در نوشتار رسمی، حقوقی و اداری بسیار رایج است
that معمولاً حذف نمی‌شود (به خصوص در نوشتار رسمی)
• در جملات منفی، not قبل از فعل التزامی می‌آید: It is essential that he not know
• فعل to be همیشه به صورت be می‌آید
• در انگلیسی بریتانیایی، اغلب از should + مصدر استفاده می‌شود
• در انگلیسی آمریکایی، صورت التزامی رایج‌تر و رسمی‌تر است
• این ساختار برای تأکید بر ضرورت انجام کاری استفاده می‌شود

آرزوها با Wish و If only - مثال‌های کامل

مثال‌های فراوان برای هر زمان

ساختار wish برای بیان آرزو در سه زمان مختلف با ده‌ها مثال کاربردی

ساختارهای سه‌گانه Wish:

  • آرزو درباره حال: Wish + گذشته ساده (برای to be: were برای همه)
  • افسوس درباره گذشته: Wish + گذشته کامل (had + past participle)
  • تمایل برای تغییر آینده: Wish + would/could + مصدر
  • تأکید بیشتر: If only (معنی مشابه اما تأکیدی‌تر)

آرزو درباره حال (چیزی که در حال حاضر واقعیت ندارد)

وضعیت و شرایط زندگی
I wish I lived in a bigger house.
ای کاش در خانه بزرگ‌تری زندگی می‌کردم.
She wishes she had more free time to pursue her hobbies.
او آرزو می‌کند وقت آزاد بیشتری برای پیگیری سرگرمی‌هایش داشت.
They wish they owned a car instead of having to use public transportation.
آن‌ها آرزو می‌کنند ماشین شخصی داشتند به جای اینکه مجبور باشند از حمل و نقل عمومی استفاده کنند.
He wishes he worked closer to home to avoid the long commute.
او آرزو می‌کند نزدیک‌تر به خانه کار می‌کرد تا از رفت و آمد طولانی اجتناب کند.
We wish we knew our neighbors better; it would make the community feel friendlier.
ای کاش همسایه‌هایمان را بهتر می‌شناختیم؛ اینطور جامعه دوستانه‌تر به نظر می‌رسید.
مهارت‌ها و توانایی‌ها
I wish I could speak French fluently.
ای کاش می‌توانستم فرانسوی را روان صحبت کنم.
She wishes she played the piano as well as her sister does.
او آرزو می‌کند پیانو را به خوبی خواهرش بنوازد.
He wishes he understood advanced mathematics better.
او آرزو می‌کند ریاضیات پیشرفته را بهتر می‌فهمید.
They wish they knew how to cook gourmet meals.
آن‌ها آرزو می‌کنند بلد بودند چگونه غذاهای لذیذ بپزند.
I wish I had the confidence to speak in public without getting nervous.
ای کاش اعتماد به نفس صحبت در جمع بدون عصبی شدن را داشتم.
ویژگی‌های شخصی و فیزیکی
I wish I were taller.
ای کاش بلندقدتر بودم.
She wishes she had curly hair instead of straight hair.
او آرزو می‌کند به جای موی صاف، موی فر داشت.
He wishes he were more patient with his children.
او آرزو می‌کند با کودکانش صبورتر بود.
They wish they were more organized in their daily lives.
آن‌ها آرزو می‌کنند در زندگی روزمره منظم‌تر بودند.
I wish I had a better memory for names and faces.
ای کاش حافظه بهتری برای نام‌ها و چهره‌ها داشتم.
وضعیت شغلی و مالی
I wish I earned more money.
ای کاش پول بیشتری درمی‌آوردم.
She wishes she had a more fulfilling job.
او آرزو می‌کند شغل رضایت‌بخش‌تری داشت.
He wishes he worked for a company with better benefits.
او آرزو می‌کند برای شرکتی با مزایای بهتر کار می‌کرد.
They wish they owned their own business instead of working for someone else.
آن‌ها آرزو می‌کنند به جای کار برای دیگری، کسب و کار خودشان را داشتند.
I wish I had more vacation days each year.
ای کاش روزهای مرخصی بیشتری در سال داشتم.

افسوس درباره گذشته (آرزوی تغییر اتفاقی که افتاده)

تحصیل و آموزش
I wish I had studied harder in university.
ای کاش در دانشگاه بیشتر درس خوانده بودم.
She wishes she had taken that internship opportunity when it was offered.
او آرزو می‌کند وقتی آن فرصت کارآموزی پیشنهاد شد، آن را پذیرفته بود.
He wishes he had learned a second language when he was younger.
او آرزو می‌کند وقتی جوان‌تر بود زبان دوم یاد گرفته بود.
They wish they had paid more attention in their economics classes.
آن‌ها آرزو می‌کنند در کلاس‌های اقتصادشان بیشتر توجه می‌کردند.
I wish I had pursued my passion for art instead of listening to my parents' advice.
ای کاش به جای گوش کردن به نصیحت والدینم، علاقه‌ام به هنر را دنبال کرده بودم.
روابط و تصمیمات شخصی
I wish I had told her how I felt before she moved away.
ای کاش قبل از اینکه او برود، احساساتم را به او گفته بودم.
She wishes she had listened to her friends' warnings about him.
او آرزو می‌کند به هشدارهای دوستانش درباره او گوش کرده بود.
He wishes he had proposed to her when he had the chance.
او آرزو می‌کند وقتی فرصت داشت به او پیشنهاد ازدواج داده بود.
They wish they had spent more time with their grandparents before they passed away.
آن‌ها آرزو می‌کنند قبل از فوت پدربزرگ و مادربزرگ‌هایشان وقت بیشتری با آن‌ها گذرانده بودند.
I wish I had apologized for my behavior at the party.
ای کاش برای رفتارم در مهمانی عذرخواهی کرده بودم.
تصمیمات مالی و سرمایه‌گذاری
I wish I had invested in that company when its stock was cheap.
ای کاش وقتی سهام آن شرکت ارزان بود، در آن سرمایه‌گذاری کرده بودم.
She wishes she had bought that house when it was on the market last year.
او آرزو می‌کند وقتی آن خانه سال گذشته در بازار بود، آن را خریده بود.
He wishes he had saved more money when he was earning a good salary.
او آرزو می‌کند وقتی حقوق خوبی می‌گرفت، پول بیشتری پس‌انداز کرده بود.
They wish they had not spent so much money on unnecessary luxuries.
آن‌ها آرزو می‌کنند این همه پول برای لوازم غیرضروری خرج نکرده بودند.
I wish I had started saving for retirement earlier in my career.
ای کاش زودتر در حرفه‌ام برای بازنشستگی پس‌انداز شروع کرده بودم.
سفرها و فرصت‌های از دست رفته
I wish I had traveled more when I was younger and had fewer responsibilities.
ای کاش وقتی جوان‌تر بودم و مسئولیت کمتری داشتم، بیشتر سفر کرده بودم.
She wishes she had visited her grandparents in their home country before they died.
او آرزو می‌کند قبل از مرگ پدربزرگ و مادربزرگش، آن‌ها را در کشور خودشان ملاقات کرده بود.
He wishes he had taken that job opportunity abroad when it was offered.
او آرزو می‌کند وقتی آن فرصت شغلی در خارج پیشنهاد شد، آن را پذیرفته بود.
They wish they had gone on that cruise last summer instead of staying home.
آن‌ها آرزو می‌کنند تابستان گذشته به آن سفر دریایی رفته بودند به جای اینکه در خانه بمانند.
I wish I had experienced more cultures and ways of life in my youth.
ای کاش در جوانی‌ام فرهنگ‌ها و شیوه‌های زندگی بیشتری تجربه کرده بودم.

تمایل برای تغییر آینده (آرزو برای تغییر رفتار یا وضعیتی در آینده)

رفتار دیگران
I wish you would stop interrupting me when I'm speaking.
ای کاش وقتی صحبت می‌کنم حرفم را قطع نکنی.
She wishes her children would clean their rooms without being asked.
او آرزو می‌کند کودکانش اتاق‌هایشان را بدون اینکه از آن‌ها خواسته شود تمیز کنند.
He wishes his colleagues would be more punctual for meetings.
او آرزو می‌کند همکارانش برای جلسات وقت‌شناس‌تر باشند.
They wish their neighbors would turn down their music at night.
آن‌ها آرزو می‌کنند همسایه‌هایشان شب‌ها صدای موسیقی‌شان را کم کنند.
I wish people would be more considerate of others in public spaces.
ای کاش مردم در فضاهای عمومی ملاحظه‌کارتر باشند.
شرایط و موقعیت‌ها
I wish it would stop raining so we could go for a walk.
ای کاش باران بند بیاید تا بتوانیم پیاده‌روی کنیم.
She wishes the weather would improve for their outdoor wedding.
او آرزو می‌کند هوا برای عروسی فضای بازشان بهتر شود.
He wishes traffic would move faster during rush hour.
او آرزو می‌کند ترافیک در ساعت شلوغی سریع‌تر حرکت کند.
They wish construction would finish soon so the noise would stop.
آن‌ها آرزو می‌کنند ساخت و ساز زود تمام شود تا سر و صدا متوقف شود.
I wish my computer would work properly instead of crashing all the time.
ای کاش کامپیوترم به درستی کار کند به جای اینکه مدام هنگ کند.
تغییرات و بهبودها
I wish prices would go down instead of constantly increasing.
ای کاش قیمت‌ها پایین بیایند به جای اینکه مدام افزایش یابند.
She wishes the government would implement better environmental policies.
او آرزو می‌کند دولت سیاست‌های محیط زیستی بهتری اجرا کند.
He wishes his health would improve so he could return to work.
او آرزو می‌کند سلامت‌اش بهبود یابد تا بتواند به کار بازگردد.
They wish the economy would recover quickly from the recession.
آن‌ها آرزو می‌کنند اقتصاد سریعاً از رکود بهبود یابد.
I wish technology would advance faster to solve more global problems.
ای کاش فناوری سریع‌تر پیشرفت کند تا مشکلات جهانی بیشتری حل شود.

If only (تأکید بیشتر روی آرزو)

آرزوهای احساسی
If only I were more confident in social situations!
ای کاش فقط در موقعیت‌های اجتماعی مطمئن‌تر بودم!
If only she had listened to her intuition from the beginning!
ای کاش فقط از ابتدا به شهود خود گوش کرده بود!
If only he would realize how much he's hurting others!
ای کاش فقط می‌فهمید چقدر دیگران را می‌رنجاند!
If only they could see things from my perspective!
ای کاش فقط می‌توانستند چیزها را از دیدگاه من ببینند!
If only I had known then what I know now!
ای کاش فقط آن موقع آنچه را که الان می‌دانم می‌دانستم!
آرزوهای عملی و روزمره
If only I had more hours in the day to get everything done!
ای کاش فقط ساعت‌های بیشتری در روز داشتم تا همه کارها را انجام دهم!
If only this computer would work faster!
ای کاش فقط این کامپیوتر سریع‌تر کار می‌کرد!
If only the weather were better for our picnic!
ای کاش فقط هوا برای پیکنیک ما بهتر بود!
If only I could find my keys!
ای کاش فقط می‌توانستم کلیدهایم را پیدا کنم!
If only they would deliver the package on time for once!
ای کاش فقط برای یک بار بسته را سر وقت تحویل می‌دادند!
نکات مهم آرزوها با Wish و If only:
If only تأکید بیشتری دارد و احساساتی‌تر است
• برای آرزو درباره حال از گذشته ساده استفاده می‌کنیم
• برای آرزو درباره گذشته از گذشته کامل استفاده می‌کنیم
• برای آرزو درباره آینده از would/could + مصدر استفاده می‌کنیم
Would معمولاً برای تغییر رفتار دیگران استفاده می‌شود
Could معمولاً برای توانایی یا امکان استفاده می‌شود
• در جمله‌های منفی، not بعد از would/could می‌آید: I wish he wouldn't smoke

جدول مقایسه کامل ساختارهای التزامی

نوع ساختار ساختار زمان مثال کاربرد
افعال التزامی فعل + that + فاعل + فعل ساده حال/آینده I suggest that he study. پیشنهاد، تقاضا، دستور
صفات ضرورت It is + صفت + that + فاعل + فعل ساده حال/آینده It is essential that he be here. ضرورت، اهمیت، مطلوبیت
Wish درباره حال wish + فاعل + گذشته ساده حال I wish I had a car. آرزو درباره وضعیت فعلی
Wish درباره گذشته wish + فاعل + گذشته کامل گذشته I wish I had studied. افسوس برای گذشته
Wish درباره آینده wish + فاعل + would + مصدر آینده I wish it would stop. تمایل برای تغییر آینده
If only If only + فاعل + فعل مناسب همه زمان‌ها If only I were rich! آرزو با تأکید بیشتر

راهنمای سریع تشخیص ساختار التزامی:

مرحله ۱: آیا جمله با افعالی مانند suggest, recommend, demand, insist شروع شده؟ → بله: استفاده از that + فعل ساده

مرحله ۲: آیا جمله با It is essential/important/vital شروع شده؟ → بله: استفاده از that + فعل ساده

مرحله ۳: آیا جمله با I wish شروع شده؟ → بله: تشخیص زمان آرزو

مرحله ۴: آرزو درباره حال است؟ → گذشته ساده | درباره گذشته؟ → گذشته کامل | درباره آینده؟ → would + مصدر

مرحله ۵: آیا فعل to be است؟ → برای صورت التزامی حال: be | برای wish درباره حال: were

نکته نهایی: در صورت شک، به دنبال افعال کلیدی بگردید و زمان را تشخیص دهید

خلاصه‌ای برای یادگیری آسان:

۱. صورت التزامی حال: بعد از افعال و صفات خاص، فعل به صورت ساده می‌آید (بدون s برای سوم شخص)

۲. صورت التزامی گذشته: در شرایط غیرواقعی و بعد از wish برای حال، از گذشته ساده استفاده می‌کنیم (were برای to be)

۳. آرزوها: سه زمان مختلف دارند - حال (گذشته ساده)، گذشته (گذشته کامل)، آینده (would + مصدر)

۴. If only: مشابه wish اما با تأکید بیشتر

۵. فعل to be: همیشه مراقب باشید - در صورت التزامی حال: be | در wish درباره حال: were

۶. تمرین: بهترین راه یادگیری، تمرین با مثال‌های مختلف است